کلمه برای پانتومیم
از ساده تا جهنمی
کلمهها را مرور کنید
کلمات ساده پانتومیم
برای گرمکردن جمع و شروع بازی
- مسواک زدن
- خوابیدن
- غذا خوردن
- دست شستن
- کتاب خواندن
- تلفن زدن
- دویدن
- خندیدن
- گریه کردن
- دست زدن
کلمات متوسط پانتومیم
کمی فکر و کمی بازی با حرکت
- آتشنشان
- دندانپزشک
- عکاس
- آشپز
- خلبان
- نجار
- آرایشگر
- معلم
- رفتگر
- باغبان
کلمات سخت پانتومیم
وقتی اشارههای معمول دیگر کافی نیست
- جا گذاشتن کلید پشت در
- گم شدن در بازار
- دیر رسیدن به قطار
- گیر کردن در آسانسور
- خاموش شدن شمع تولد
- ترسیدن از سوسک
- پاره شدن بند کفش
- چک کردن گوشی خالی
- جا به جا پوشیدن کفش
- باز کردن درِ شیشهٔ مربا
کلمات خیلی سخت پانتومیم
برای جمعهایی که خوب همدیگر را میفهمند
- از کوره در رفتن
- آب در هاون کوبیدن
- آب پاکی روی دست کسی ریختن
- آب از سر گذشتن
- آب در دل کسی تکان نخوردن
- با یک تیر دو نشان زدن
- پا توی کفش کسی کردن
- دست روی دست گذاشتن
- دستوپا گم کردن
- چشموهمچشمی
کلمات نفسکش پانتومیم
چالش جدی برای تیمهای حرفهای
- آش نخورده و دهان سوخته
- تا تنور داغ است نان را بچسبان
- جوجه را آخر پاییز میشمارند
- دیوار موش دارد، موش گوش دارد
- کوه به کوه نمیرسد، آدم به آدم میرسد
- یک دست صدا ندارد
- در خانه اگر کس است، یک حرف بس است
- با حلوا حلوا کردن دهان شیرین نمیشود
- از تو حرکت، از خدا برکت
- هر گردی گردو نیست
کلمات جهنمی پانتومیم
برای وقتی که دیگر هیچ کلمهای آسان نیست
- از ترس باران زیر ناودان ایستادن
- تیر در تاریکی انداختن
- آب در غربال ریختن
- تخممرغ را در یک سبد گذاشتن
- با دم شیر بازی کردن
- از سایهٔ خود ترسیدن
- دوستی خاله خرسه
- چاهکن همیشه ته چاه است
- از هفتخوان رستم گذشتن
- گره در کار کسی انداختن